بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 51
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
« و من غيّره الوجد صار حركاته نفى الحظوظ و ترك شهوات النّفس » و كسى كه وجد تغيير بدهد او را مىگردد حركات او بنفى حظها و ترك شهوتهاى نفس . قوله ق « من وصل الى الماء وصل الى الحياة قال اللّه ( تعالى ) وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ « 1 » » هركس كه برسد بر آب مىرسد بر حيات چنانچه حقتعالى فرموده كه از ماء ساختيم هر چيزى را كه زنده است مراد از ماء در اينجا ماء درياى عشق و طريقت و محبت و ولايت است كه هركس به او رسيده يعنى به كنار و نزديكى آن خود را رسانيده كه مبتدى است خود را به كنار آب حيات رسانده . « و من ركب البحر تعرّض للتّلف و الضّرّ قال اللّه تعالى « وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ « 2 » » يعنى كسى كه به دريا سوار مىشود در مقام تلف مىآورد خود را حقتعالى فرموده است وقتى كه رسيد بشما شدت گمراه گردد آنها كه مىخوانيد بجز از حق مراد ظاهر سوار بودن به كشتى وجود و نفس است در درياى طريقت و توحيد كه عمل نمايند به احكام طريقت و داخل بحر او شوند كه مرتبه متوسطان و مجذوبانست و تلف آن تلف نفوس و اموال است براى غلبه جذبه حقيقى . قوله « و من وقع فى البحر شهد الغروق و التّلف » يعنى كسى كه به درياى توحيد و طريقت با جذبه افتاد و شناورى نياموخت از استاد مشاهده مىكند غرق و تلف را و ممكن است كه مراد از غرق و تلف فناء آثار انانيت باشد كه با غرق علم و عقل است كه آب جذبه بالمره از سر گذرد بجهة اينكه سوار كشتى طريقت و ارادت نشده يا در كشتى وجود خود است كه پاره گشته و در اين وقت مراد مجذوب مطلق است . قوله « قال اللّه تعالى فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ » « 3 » حقتعالى خطاب بمادر حضرت موسى ( ع ) فرمود كه هرگاه بترسى از ضرر بموسى ( ع ) او را بينداز در دريا ، و با اين آيه براى مناسبت آن حضرت با سالك مبتدى در حال طفوليت و انداختن او در بحر فقط استشهاد فرموده كه موساى عقل وقتى كه ترسيده شد از غلبه و ضرر فرعون نفس بايد آن را به درياى جذبه و توحيد انداخت . قوله ق « اظهار الوجد شرك » اظهار وجد شرك است براى آنكه معلوم مىشود كه از نفسانيت باقى دارد بلكه آن وجد نيست چرا كه
--> ( 1 ) س 21 - 31 ( 2 ) س 17 - 69 ( 3 ) س 28 آيهء 7